خرید بک لینک
تنگ و عاشقانه دستانم را گره زده ام به وجود پاک او و ژرف زل زده ام به سوی ان که عکس میگیرد. یکی محبوب است و یکی وصله کهنه جان که امروز گره کور زده بر حلقمان و مات کرده چشمانمان. یکی مظلوم شده به جور دوران و عادت بی خردان و آنیکی فریب خورده این گرگ صفتان، غرقه به هوس بازی دوران. یکی را در دفتر عشقم یاد کنم با اشک گریان، آنیکی را تشر زنم به این روزگار گران. دل در پهلوی یکی پهلو گرفته و جوانی در گردابه غم اندیگر میشود بیجان. آن نگاه که خیره است و آن چشم ها که حسرت را می زنند فغان، در سوگ آنچه گذشته بر این دو جانان.

برچسب: نویسنده: آتنا رجبی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 21:06

انتخاب آن ها، زخم دل ما توامان به رغم نبود رغبتی یاد او طعنه ای میزند به این دوگانگی احساسم. بی دریغ برق خاطرات به افکار خسته از روزمرگی ام تیغی از جنس آشنایی دیرین میزند. این رگ اما دیگر خونی ندارد، قلبی که در غم از دست دادن آن دگر سال ها قطره قطره وجودم را به پایش فشاند حال دیگر چیزی برای اهدا ندارد. او نشانی از همان اولی دارد و نقابی از جنس دیگر و این دروغ پیش از گفته شدن پیش من رسوا شده است. اشتیاق را در گنجینه تنهاییم بسان مرده دفن می کنم و فریاد را در اعماق وجودم حبس. تعریف من از این یک چیز است و بس، آنها انتخاب می کنند و من چاره ای جز پذیرش و سازش ندارم. + نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 7:18 توسط سید علی |

برچسب: نویسنده: آتنا رجبی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 21:06

روضه رضوان گویند حجر السود سنگیست از بهشت و حال آن که بهشت من زمینیست. بهشت من دو گوهر دارد که هم حرف عشق می زنند و هم محبت نثار می کنند. آوای بهشتی او درس زندگی می دهد و آرام جان می شود. هوای وجود او رخوت روزانه به در می برد و نسیم حضور او نشئه مرا به اوج می رساند. بهشت من خود راوی روضه ایست که در آن فوج فوج غم و به چین چین صورتش می نشیند. بهشت من روضه ناگفته ایست که در بازدمی به مدت آه ناگفته می ماند. بهشت من مرحمی بر دردهاییست که خود آن را به فراموشی میسپارد. + نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۶ساعت 0:12 توسط سید علی |

برچسب: نویسنده: آتنا رجبی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 21:06

صفحه بندی